تحکیم وحدت و پروژه قومیت
حمیدرضا خادم
یکی
از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بر اساس پروژه ای که این دفتر در سالهای
اخیر بدست گرفته ا ست مطلبی تحت عنوان " جنبش دانشجویی و مسئله قومی "
را نگارش نموده که در این مطلب و سلسله
مطالب و رفتارهای این خط فکری در سالهای اخیر رگه هایی از جهان وطنی و بی اعتنایی
به حفظ تمامیت ارضی دیده میشود. سالهاست
در سایت ها و نوشته های خود واژه فعال هویت طلب را مطرح می نمایند ، با افراد
تجزیه طلب جلسه و میتینگ برگزار می کنند و با نوشته های خود و بیانیه های جهت دار
پروژه ملت سازی را دنبال میکنند .
برخی از این افراد در جلسات خود به
دنبال حذف یکی از بندهای موجود در اساسنامه تحکیم وحدت که حفظ تمامیت ارضی است
تلاش میکردند و برای مطرح ساختن خود با توجه به مشکلات درونی واختلافات وسیع و عدم
اقبال در بدنه دانشجویی ، با دانشجویان شناخته شده کرد و ... همکاری می نمایند .
برخی از این دوستان در تحکیم وحدت در
جلسه یا جلساتی از همکاری با نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی پشتیبانی
کرده و صراحتا خواستار همکاری و همفکری با این نیروها بوده اند و همانگونه که می
بینیم پروژه قومیت ها در این دفتر پس از آزادی اعضای شورای مرکزی آن شدت گرفت .
در این مطلب کوتاه تنها بیان چند نکته
را ضروری میدانم و ضمن آن هشدار به این دوستان که اگر به واسطه رفتار شما کوچکترین
اتفاقی برای کشور رخ دهد یا خونی به ناحق توسط هر رژیم مستبدی ریخته شود شما نیز
در آن شریک خواهید بود .
در گستره ایران پهناور که با تکثر اقوام
شبیه به یک موزائیک گردیده ، قرنهاست نه تنها جنگ ها و درگیریها در بین اقوام و
حکومت مرکزی وجود نداشته است (بجز آذربایجان و کردستان با حمایت آشکار بیگانگان )
بلکه در حفاظت از ایران در طول مرزهای
این کشور ، تمامی اقوام متحد ایستادگی و مقاومت نمودند تا تعرضی به مرزهای ایران
صورت نگیرد . کردهای دلاور ایرانی در مرزهای شرقی بعنوان سربازان و سرداران وطن ،
حافظان مرزهای ایران بوده اند و همواره شجاعت و دلاوریهایشان زبانزد بوده و هست ،
در جنگ بین اعراب و ایران نیز آذریها و کردهای ایران هیچگاه صحنه و میدان جنگ با
تازی را خالی نگذاشتند .
در ایران هیچگاه تبعیذ قومیتی وجود
نداشته است و تنها فشار و تبعیذ بر روی مردم بر اساس مذهب آنان است ، مناطق غیر
شیعه محدود به کردستان و سیستان و بلوچستان نیست در خراسان جنوبی و شمالی و بخش
های ترکمن نشین شرایط زندگی و فشار تنها بدلیل مذهب این اقوام چنان است که به جرات
می توان گفت در هیچ نقطه از ایران چنین شرایطی وجود ندارد .در اکثر بخشهای مرزی
ایران که دارای مذهب سنی هستند هیچگاه در طول تاریخ از مذهب خود دست برنداشته اند
و حتی در دوران صفوی که همه ایران به ضرب شمشیر پادشاه وقت به مذهب شیعه گرویدند در جنگهای خونین مقابل حکومت مرکزی
ایستادند و در صورت شکست به خارج از ایران می گریختند و پس از آرام شدن فضا دوباره
به کشور خود ایران باز میگشتند .
در بخشی از نوشته ایشان اشاره به چهار
بخش از کشور ( آذربایجان ، کردستان ، سیستان و بلوچستان و خوزستان ) شده است . دو
استان آذربایجان و خوزستان هیچگاه و در هیچ شرایطی تحت ستم قومیتی و مذهبی نبوده اند و حتی در هزار سال اخیر بجز دوران
زندیه حاکمیت به دست ترک زبانان بوده است و اینک نیز در تمامی ارکان قدرت دارای
مقامات ارشد و ذی نفوذ می باشند . در خوزستان نیز اگر گذری به آنجا داشته باشید
متوجه خواهید شد که خوزستان و مردمش به لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتی صنعتی در
شرایطی بهتر از برخی استانهای دیگر دارد و به هیچ عنوان تحت ستم قومیتی قرار ندارد
و صدایی که از این دو بخش شنیده می شود صدای تجزیه طلبان پان ترک و پان عرب است
حال چرا نگارنده مطلب " جنبش دانشجویی و مسئله قومیت " این دو بخش را
نیز به مطلب خود می افزاید جای تامل دارد و نشان می دهد که برخی از اعضای دفتر
تحکیم وحدت به دنبال پروژه ای خطرناک بوده که از آن تنها غرب و جمهوری اسلامی سود می برند .
در خصوص واژه هویت طلب قبلا مطلبی
نگاشته ام که عینا در ذیل می آورم و به آن تنها این نکته را می افزایم که مگر این
افراد تا به حال بی هویت بوده اند که اینک به دنبال هویت هستند و شما با این
واژگان به دنبال ساختن هویتی غیر از هویت ایرانی برای این اقوام هستید .
تنهاهویت
، هویت ملی است
در این روزها واژگانی در ادبیات سیاسی و
مدعیان سیاسی ورزی شكل گرفته كه سالیان دراز روشن فكران و ملیترین افراد كشور این
ادبیات را نه تنها بر نتافتهاند بلكه آنرا ریختن آب به آسیاب دشمنان كشور از جمله
گروههای تجزیه طلب و غرب می دانستند و همواره برای جلوگیری از رواج این واژگان
تلاش خستگی ناپذیر نمودهاند. با توجه به افزایش این ادبیات لازم است گروههایی كه
خود را بعنوان تشكیلاتی سیاسی و معتقد به تمامیت ارضی ایران میدانند كمی تدبیر به
خرج داده و ادبیاتی همچون فعال هویت طلب و یا ملتهایایران را از نوشتار و بیانیههای
خود حذف نمایند تا زمینه ساز اتفاقات و حوادث رخ داده مانند حوادث برخی كشورهای حتی
اروپایی که دوچار تجزیه و فروپاشی شدند نگردند . در ذیل به توضیح برخی از این
واژگان و نتایج حاصل از آن میپردازیم شاید بهانهای گردد دوستان فعال ما در عرصههای مختلف كه بارها و
بارها مدعی شدهاند تمامیت اراضی جزء خطوط قرمز آنان میباشد ادبیات خود را تغییر
داده تا در آینده به همین دلائل نزد ملت و تاریخ سرافكنده نباشند .
تشكیل و بوجود آمدن ملت همواره به روند
تكاملی جوامع بشر در طول قرنها وابسته است و در این تكامل انسانها با یافتن وجوه
مشترك مانند نحوه زندگی ، فرهنگ و اخلاقیات منحصر ، نژاد و . . . در یك منطقه مشخص
جغرافیایی گرد هم میآیند و یك ملت را تشكیل میدهند و در ادامه این تكامل و تبادل
پاره فرهنگها كه زمانی طولانی را در بر میگیرد دگرگونیهای بسیاری رخ میدهد و
در این دگرگونیها اجتماع از گروه به طایفه سپس به قبیله و پس از اتحاد قبایل به
قوم و از قوم به ملت و سپس به ملت دولت تبدیل میگردد این جریان و پروسه طولانی در
علوم جامعه شناسی و مردم شناسی به تكامل اتنیكی مصطلح است . در این راه پر فراز و
نشیب تشكیل ملت با توجه به مسائل و رخدادهای این دوران و با در نظر گرفتن مرز
شناخته شده جغرافیایی فضا برای اتحاد همچنان قویتر و انسجام بین اقوام مستحكمتر
میگردد تا این مرز و وطن با كنار هم قرار گرفتن و مبارزه بتواند یكپارچگی خود را
حفظ نماید هماهنگونه كه در طول تاریخ با اتحاد بین اقوام متفاوت جنگهای خونین بین
مهاجمین به خاك و مدافعین از آن صورت گرفته است .
در هر حال هویت ملی در هر نقطه از جهان
زمانی خلل ناپذیر میگردد كه هم نژادی در بین اقوام در یك ملت نیز وجود داشته باشد
كه خوشبختانه مناطقی از كشور عزیزمان ایران كه در قرن اخیر زمزمهها و رفتارهای
تجزیه طلبانه در آنها وجود دارد از نابترین نژاد آریایی یعنی قوم ماد میباشند
ولی متاسفانه برخی كاملاً مغرضانه و با اهدافی كاملاً مشخص در تضاد با منافع ملی
در جهت اهداف غرب و حاکمان مستبد جمهوری اسلامی اقدام به هویت سازیهای دروغین
نموده و خود را غیر آریایی و از سایر نژادها معرفی مینمایند . در هر صورت نقش غرب
و استعمار در این جریان بسیار پررنگ و ماثر بوده است بعنوان نمونه رفتار كشور شوروی در تمام دوران تشكیل دولت و علیالخصوص
در سالهای پس از 1320 در ایران (آذربایجان ) و یا میتوان به مصاحبه لری گینگ در سیانان
با نوه وینسون چرچیل رجوع كرد كه عنوان داشت پدر بزرگم همیشه افسرده و ناراحت بود
از اینكه چرا نتوانست كشور كردستان را تشكیل دهد و باز هم میتوان نمونههای تاریخی
فراوانی از بحرین ، هرات ، بلوچستان مثال زد و یا حتی تلاش بریتانیا برای جدا كردن
خوزستان از ایران و چپاول نفت آن را عنوان نمود در هر حال در صورت تعریف هویت ملی
بر اساس منافع و مصالح کشور و مردم و همچنین یک ملت متحد بسیاری از دست درازیها به
مرزهای کشور و شیطنت های خائنین داخلی با اتحاد ملت خنثی میگردد.
تعاریف متفاوتی از ملت توسط جامعه شناسان و دانشمندان مطرح گردیده هیومز
می گوید : ملت تجمع افراد است كه در طول زمان خصایل مشترك پیدا كردهاند و ج –
ستالین تعریف قابل توجیهی در خصوص ملت ارائه می نمایید ( ملت اشتراك پایداریست از
افراد كه در اثر عوامل تاریخی تركیب یافته و براساس اشتراكات زیرین پدید آمده است
: اشتراك سرزمین ، اشتراک نژادی ، اشتراك زندگی اقتصادی و اشتراك زبان كه به صورت
اشتراك در خصوصیات ویژه فرهنگ ملی متجلی میگردد .
هویت ملی از مبانی و مبادی اصلی مفهوم
كشور – ملت است . اجزاء تشكیل دهنده هویت ملی را باید به عنوان ساختارها و سازههای
همبستگی كه بنیادهای اساسی تشكیل دهنده و مشروعیت بخش به یك كشور را تشكیل میدهد
قلمداد كرد . امروزه در جهان بیش از 150 كشور دارای اقوام متفاوت یا چند قومی میباشند
كه با قوام بخشیدن به عناصر مورد اشاره در هویت ملی در كمال آرامش در كنار یكدیگر
میزی اند و یك كشور ملت را تشكیل دادهاند كنگره ملی آفریقا تحت رهبری نلسن
ماندلا در منشور 1951 ، آزادی كامل آفریقای جنوبی و سقوط رژیم آپارتاید را مطرح
نمود و در آن تاكید گردید كه آفریقای جنوبی باید توسط خود مردم آفریقا اداره گردد
و همه اقوام ساكن آفریقا باید در برابر قانون مساوی باشند ، همه مردم و باشندگان
آفریقای جنوبی باید در حاكمیت سهیم باشند تبلیغ در جهت برتری نژادی و قومی قانوناً
جرم اعلام گردید . مردم آفریقای جنوبی بعد از پیروزی در مبارزات خود بر ضد
آپارتاید به انتقام گیری از همدیگر متوصل نمی شود بلكه با مصالحه ملی راه ملت واحد
آفریقای جنوبی در پیش گرفته میشود . همانگونه كه در طول این نوشته مطرح گردید
عموم كشورهای جهان كه دارای ملتی چند قومی میباشند با معرفی تنها یك هویت بعنوان
هویت ملی باتمام توان در جهت حفظ یكپارچگی و وحدت ملت و كشور تلاش مینمایند اما
در این میان كشورهایی بودهاند كه با پذیریش وجود ملتها در درون كشور و نفوذ بیگانگان
یكپارچگی خود را از دست داده و حتی در اندك زمان قابل تصور ملتهای معرفی شده كه
با اینگونه تعاریف رشد كرده و شكافی عمیق در جامعه ایجاد نموده تبدیل به یك كشور
ملت شدهاند .
سیاست
ورزان و فعالین سیاسی كشور باید متوجه این خطر بزرگ در جهت از دست دادن یكپارچگی
كشور با استفاده از واژگان نادرست و محرك و همچنین تقویت گروههای تجزیه طلب با
این واژه ها باشند و تنها هویت شناخته شده با احترام تمام به كلیه اقوام ، فرهنگها
و مذاهب و همچنین تقویت و انسجام بین آنها هویت ملی که انسجام بخش ملت است را معرفی
نمایند .
حمید رضا خادم