‍‍‍‍چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۷ - ۹ ژوئيه ۲۰۰۸

همزیستی مسالمت آمیز اصلی ترین گزینه صلح و توسعه مدنی

 

جدال دولت ها با نظام های متفاوت همواره در طول تاریخ خطر ها و ناامنی برای ملت ها آفریده و جنگ هایی که در عصر های اجتماعی به هر عناوینی بر ملت ها تحمیل شده است راه توسعه و رشد مدنی را بر ملتی که دولت های خودکامه بر آن ها حاکم یا نمایندگی می کرده, بسته است.

آتش افروزی و دامن زدن بر اختلاف ها امروزه اهرم های ناپسندیده شمرده می شود و ملت سربلندی را پشیمان و سرخورده می سازد.

دولت و ملتی که راه توسعه مدنی و رشد اقتصادی برمی گزیند از جنگ دوری می ورزد و راه گفتگو بر سر هر مناقشه ای هموار می سازد.

جنگ زبان و فرهنگ خاص خودش دارد همان گونه که صلح زبان و فرهنگ خاص دارد؛ اولی زبانش کوبنده؛ خشن, بی رحم و کشتن و پیروز شدن با زور و از هر ابزاری که پیروزیش تسریع کند استفاده می کند و فرهنگ اش نیز زشت و بی ارزش می گردد و دومی زبانش نرم؛ مهربان و سعادت انسانی را هدف قرار می دهد و هرگز نیز به شکست یا پیروزی نمی اندیشد و فرهنگ اش والا و نمونه است.

این جا انتخاب نقش مهم و بسزایی برای ساخنن آینده ایفا می کند؛ راه جنگ یا راه صلح؟ ملت تصمیم می گیرد و حاکمان زور گو و سست عقل را با انتخاب راه صلح درس می دهد.

ملت ایران خواهان صلح است. این خواست باید تآمین شود. رژیم جمهوری اسلامی ایران بدنبال منافع ایدئولوژیکی و انحصاری است و در راه تآمین منافع اش ملت ایران را به مسلخ گاه شوم جنگ و نابودی می فرستد اما هوشیاری مردم صلح دوست مانع پیش برد سیاست های جنگ طلبانه محافظه کار های حکومتی می گردد.

ملت ایران لایق حکومتی است که بدرستی راه  امنیت, رفاه و ترقی دنبال کند و از هر گونه درگیری و جنگ چه با کشورهای همسایه و چه با هر کشوری دیگری اجتناب ورزد. اما دست یابی به این آرمان های زیبا یک شبه امکان ناپذیر است و برای تحقق آن ها به فعالیت و مشارکت همگانی احتیاج است.

ایران از نداشتن رژیم دمکراتیک و حتی اپوزیسیون دمکراتیک به معنای واقعی رنج می برد. آن چه که در صحنه سیاست ایران دیده می شود؛ انبوه سازمان ها و احزابی هستند که فاقد برنامه منسجم و کارشناسانه برای آینده ایران هستند. مردم بوضوح فقدان  آلترناتیو دمکراتیک در رهبری احزاب و سازمان های ایرانی صرف نظر از تعلقات فکری و طبقاتی شان می بینند و تا زمانی که دگرگونی عمیق در ارگان های این احزاب و سازمان ها ایجاد نشود؛ انتظاری از پشتیبانی مردمی نباید داشته باشند.

ما در جهانی درهم تنیده و بسیار کوچک تر از آن چه که متفکرهای سیاسی ما می اندیشند؛ زندگی می کنیم؛ امروزه هر چیز به همه مربوط است؛ گرفتاری های آفریقا؛ تنها به آفریقایی ها تعلق ندارد؛ رفاه و ثروت آمریکا و اروپا نیز تنها به آن ها تعلق ندارد.

جهان از توازن کاملآ نو و تقریبآ نا آشنا برای بسیاری از ما پیروی می کند؛ عینک های طبقاتی که تا همین امروز از پشت آن هم سرمایه و هم کار دیده می شود؛ دیگر کارایی ندارد.

ما به دگرگونی در بسیاری از محورهای محیط زیست؛ برابری طلبی و دمکراسی و نوسازی ساختاری در عرصه های مهمی چون سیاست, اقتصاد, جامعه و فرهنگ محتاجیم.

و همه این ها جز در سایه هم زیستی مسالمت آمیز ملت ها در زیرچتر صلح و توسعه مدنی بدست نمی آید.

 

 

استکهام – اسحاق نجم الدین