‍‍‍‍جمعه ۱۴ تير ۱۳۸۷ - ۴ ژوئيه ۲۰۰۸

بحران انتخابات در زیمبابوه

 

برگردان: عباس شکری

اوسنه گولیستاد Åsne Gullikstad

29 مارچ 2008 ـ روز انتخابات زیمباوه:

در شهرکی کوچک و فقیرنشین در حومه ی حراره، توندرای ندیرا مردی 33 ساله که سه فرزند دارد می گوید: انتظارات ما در آستانه ی ظهور است. اگر به زودی تغییرات لازم انجام نشود، مردم باید برای دستیابی به انتظارات خود از جای برخیزند و خود را آماده مبارزه کنند. ندیرا یکی از جوانان فعال است که مبارزات علیه موگابه که بیست و هشت سال بر قدرت تکیه زده است، را حمایت می کند. ندیرا به آینده ای درخشان امیدوار است.

می 2008: ماشینی با ده سرنشین مسلح به کلت و مسلسل ناگهان به خانه ندیرا حمله می کنند و در مقابل چشمان فرزندانش که راهی مدرسه اند، او را دستگیر و با خود می برند. روزها بعد، خانواده اش در جستجوی او همه جا را زیر پا گذاشتند و سرانجام فقط توانستند جسد تکه تکه شده ی ندیرا را پیدا کنند. چنانکه برادرش به بی بی سی می گوید؛ تنها حلقه ازدواج و خصوصیات فیزیکی ندیرا موجب شناسایی او شده است که به طور وحشیانه ای او را شکنجه کرده و کشته بودند. ندیرا چهل و سومین قربانی مبارزات علیه موگابه در دوران مبارزات انتخاباتی اخیر از ماه مارچ است که نیروهای مخالف تحت رهبری مورگان سوان گیرای در جنبش تغییرات دموکراتیک توانستند هم انتخابات پارلمانی و هم ریاست جمهوری را با موفقیت پشت سر بگذارند. صدها نفر از فعالان مخالف موگابه در مراسم تشییع جنازه ندیرا شرکت کردند.

جون 2008: فقط چند روزی از کناره گیری مورگان سوان گیرای از نامزدی ریاست جمهوری می گذرد. ماجرایی که مرگ ندیرا عامل آن بوده است. تعداد کشته شدگان جنبش تغییرات دموکراتیک به هشتاد و شش نفر رسیده است در حالیکه از ماه مارچ تا کنون هزاران نفر مورد تهاجم نیروهای دولتی قرار گرفته اند و بیش از دویست هزار نفر محبور به ترک خانه و کاشانه شان شده اند. سوان گیرای معتقد است که همین قدر بس است.

آماندا هامار، یکی از متخصصان امور زیمبابوه می گوید: اکنون موقعیت زیمبابوه از هر زمان دیگری نامشخص تر است.

او ادامه می دهد که خشونت همگانی است و همه ی آحاد مردم را در فلاکت فرو برده است. خشونت مردم روستانشین در گوشه و کنار کشور و هم چنین مبارزان و فعالان حقوق بشر که در جنبش تغییرات دموکراتیک گرد آمده اند را فلج می کند.

هامار که خود نیز اهل زیمبابوه است و اکنون در مؤسسه آفریقایی شمال اروپا واقع در اوپسالای سوئد به عنوان پژوهشگر کار می کند به خبرنگار روزنامه ی داگ آویسن چاپ نروژ می گوید: خشونت نه تنها گسترده تر که بدتر از گذشته در نوع خود شده است. فقط صحبت از ضرب و شتم مردم نیست، اکنون بحث شکنجه و قطع اعضای بدن در کار است.

به همین خاطر علیرغم آنکه خیلی ها می گویند زمان موگابه رو به پایان است، او هم چنان قدرت را حفظ کرده است. موگابه و اطرافیانش از به کارگیری هیچ چیزی برای حفظ قدرت اجتناب نکرده اند. هرچند که به طور آشکار در ماه مارچ حزب زانو که موگابه در رأس آن است انتخابات را باخته است، اما برای حفظ قدرت از هیچ خشونتی چشم پوشی نکرده اند.

مردن برای موگابه

آنچه که در زیمبابوه شروع شده بود، آرام اما مطمئن، اقتدار موگابه را به تزلزلکشید. انتخابات نشان داد که قفسه های فروشگاه های زیمبابوه خالی از کالا هستند. تورم سالانه صد هزار در صد است و نرخ بیکاری در این کشور هشتاد درصد. حداقل چهار میلیون نفر که یک سوم جمعیت زیمبابوه را تشکیل می دهند، اکنون کشور را ترک کرده اند. در روزها و هفته های اخیر حتی وفاداران آفریقایی زیمبابوه هم علیه موگابه که 84 سال دارد وارد عمل شده اند. موگابه ای که روزگاری نه تنها مورد تشویق و حمایت دولت های غربی و آفریقایی بود، که مردم زیمبابوه هم به او می بالیدند.

آمین کامه ته که خود نیز اهل زیمبابوه است، اما اکنون در سوئد در مؤسسه آفریقایی شمال اروپا به پژوهش مشغول است می گوید: من از جمله کسانی بودم که روزی برای موگابه حاضر بودم جانم را بدهم. من و هزاران نفر دیگر علاقه ای نداشتیم که اشتباهات موگابه را شاهد باشیم.

موگابه روزی قهرمان مردم زیمبابوه بود. روزی که او در مبارزه با اقلیت سفیدپوست تحولات سیاسی در زیمبابوه را رقم زد. با قول آشتی و دموکراسی او در میان هلهله ی مردم به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. او در سال 1980 به عنوان نخست وزیر کار خود را شروع کرد و بعدها رئیس جمهور زیمبابوه شد. زیمبابوه مدت زیادی از زمره کشورهای آفریقایی بود که از بهترین سطح تحصیلات برخوردار بود. میزان تولیدات کشاورزی در این کشور چنان بود که این کشور "گنجینه ی منطقه" نامیده میشد، اما از زمانی که مسیر حرکت این کشور رو به خرابی نهاد، اعتراض های نیروهای مخالف هم از سال دو هزار آرام آرام شروع به گسترده شدن کرد.

کامه ته در ادامه می گوید: ریشه ی آغاز بحران سیاسی و اقتصادی زیمبابوه را باید در اوایل دهه ی 1990 جستجو کرد با اشاره به برنامه ی هماهنگی ساختاری که توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در زیمبابوه اجرا شد. اقتصاد رو به رکود نهاد و در دهه ی 1990 به تدریج موج اعتراض و نارضایی نیروهای مخالف به صورتی قوی تر و از زبان سندیکاهای کارگری و مردم غیرنظامی بیان می شد. وخامت اقتصادی زمانی شدیدتر شد که موگابه مجبور به پرداخت غرامت به بازماندگان جنگ آزادی بخش شد. علاوه بر این دولت موگابه مبالغ زیادی در جنبش آزادی بخش کنگو خرج می کرد. مسأله اساسی زمانی طرح شد که طرح تغییر قانون اساسی نیز موضوع روز جامعه شد. در واقع حیات سیاسی موگابه را دولت در سال دو هزار به رأی گذاشت که موگابه بازنده ی اصلی این رأی گیری بود. مردم برای اولین بار علیه موگابه رأی می دادند.

مجادله ی زمین

در همین سال هم موگابه اصلاحات ارضی را با استفاده از زور آغاز کرد. تقسیم زمین از همان دوران مبارزات آزادی بخش و در اثنای دو دهه ی گذشته، از موضوعات اصلی مردم بوده، چرا که زمین هم چنان در مالکیت زمین داران بزرگ و سفیدپوست بوده است. بدیهی است که اندیشه ی تقسیم زمین بر اساس عدالت خود به خود خیلی هم خوب است، اما توسعه و گسترش این اندیشه در عمل و از سال دو هزار میلادی موجب بروز موج منفی در زیمبابوه شد. نیروهای شبه نظامی وفادار به موگابه زمین های سفیدپوستان و مالکان را اشغال کردند و به همراه سفیدپوستان، هزاران کارگر کشاورزی هم از خانه های خود بیرون رانده شدند. زمین ها در اختیار هواداران موگابه قرار گرفت. نیروهای اپوزیسیون در جنبش تغییرات دموکراتیک که در سال 1999 تأسیس شده بود، به طور آشکار نارضایتی خود را بیان می کردند. آماندا در ادامه می گوید: طیف هوادار موگابه با اصلاحات ارضی صاحب زمین شدند و زندگی مرفهی برای خود و نزدیکانشان ایجاد کردند که همین امر موجب رشد نیروهای مخالف و مقاومت روزافزون علیه موگابه شد.

سقوط اقتصادی زیمبابوه به طور جدی از سال دوهزار شروع شد. علت اصلی سقوط اقتصادی هم از دست دادن درآمدهای حاصل از کشاورزی بود.

مقاومت و اعتراض های شدیدتر نیروهای مخالف منتهی به پاسخ وحشیانه موگابه گردید. در اثنای همین سالها انتخابات با تقلب انجام میشد و نیروهای مخالف، رسانه ها و نهادهای غیروابسته به طور شدید سرکوب می شدند.

کامه نه هم می گوید: این نوع عملکرد از سوی موگابه تازگی نداشته است. حتی در سالهای مبارزه آزادی بخش هم او نشان داد که فردی است نابردبار و سختگیر در حد توحش. اوایل دهه ی 1980 او چهره ی واقعی خود را در کشتار مردم منطقه ماتابلاند نشان داد، اما مردم توحش او را ندیده انگاشتند که هنگامه ی جنبش آزادی بخش بود.

آماندا هامار می گوید: به آسانی میتوان گفت، موگابه دیوانه شده است. او هماره تمایل داشته است که کنترل کامل همه چیز را در دست داشته باشد و در صورت بروز نارسایی گناهان را پای کسانی بنویسد که دستورات او را اجرا کرده اند. او هم چنین به حوادثی اشاره می کند که طی سال های متمادی منتهی به این شده است که موگابه تبدیل به آنی شود که الان شده است. هامار معتقد است که در دست داشتن بلند مدت قدرت توسط موگابه موجب آن شده است که او تسلط بر اوضاع واقعی سیاسی و اقتصادی را از دست بدهد.

مدیریت فرقه ای

نیروهای متحد موگابه در نیروی عملیات مشترک، سردمداران پرقدرت نظامی و نیروهای امنیتی زیمبابوه هستند. درواقع همین نیروهای متحد موگابه هستند که در هفته های اخیر مدیریت خشونت علیه نیروهای مخالف را بر عهده دارند. نیروهای موسوم به "نیروی عملیات مشترک" مدیریت کشور را فعلا در دست دارند. موگابه وابسته به آنها است و قدرت و اختیار کافی به آنها داده است که بتوانند کنترل کشور را برای مدتی دیگر در دست داشته باشند.

بر اساس گزارش های رسیده، پس از انتخابات مارچ سال جاری که منتهی به شکست موگابه شد، او حاضر به گفتگو و مباحثه با نیروهای مخالف بوده است. اما توسط نیروهای متحد خود در نیروی عملیات مشترک، از هر نوع گفت وگو با نیروهای مخالف برحذر داشته شد. چرا که آنها از عاقبت روی کار آمدن نیروهای مخالف و در دست گرفتن قدرت توسط آنها هراس دارند.

این که آیا هنوز هم احتمال گفت وگو برای تقسیم قدرت و نوشتن قراردادی در این مورد وجود دارد یا نه، کاملا نامشخص است.

در هر حال تحولات هفته های اخیر منتهی به این شده است که حمایت های بی دریغ کشورهای آفریقایی کاهش یابد و یا قطع شود. تا کنون هرگز رهبران کشورهای آفریقایی موگابه را چنان که امروز مورد انتقاد قرار می دهند، سرزنش نکرده بودند. سازمان همکاری های منطقه ای در کشورهای آفریقایی، می تواند نقش کلیدی در تحولات و توسعه ی زیمبابوه داشته باشد.

محکومیت موگابه خیلی مهم است و می تواند او را کاملا تضعیف کند. کامه ته بر این باور است که اگر کشورهای عضو همکاری های منطقه ای بر فشار خود بیفزایند و پیشنهادهای مشخصی برای بهتر شدن اوضاع مطرح و یا حتی مرزهای خود را مسدود کنند، فشار بر موگابه و دولت او بیشتر خواهد شد. او هم چنین به این نکته اشاره می کند که انتقاد کشورهای همسایه نه تنها موگابه را منزوی تر می کند که سلاح امروزین او را که می گوید غرب و غربی ها علیه مصالح زیمبابوه تبلیغ می کنند، از او می گیرند. اما متأسفانه انتقاد از موگابه از طرف آفریقای جنوبی که نقش کلیدی در حیات دولت موگابه دارد، نه از سوی رئیس جمهور این کشور که از سوی نیروی مستقل مطرح شده است.

آفریقای جنوبی در واقع گذرگاه زیمبابوه به جهان بیرون است. به همین خاطر هم برخورد آفریقای جنوبی با بحران زیمبابوه کاملا کلیدی است.

موقعیت کنونی کاملا غیرقابل پیش بینی است. دقیقا هیچکس نمی داند که چه خواهد شد. خیلی از مردم زیمبابوه برای خروج از کشور با دشواری روبرو هستند. با این وجود هنوز مردم به فردایی روشن همان طور که ندیرا باور داشت، معتقدند.

منبع: Dagsavisen ، شنبه 28 جون 2008، چاپ نروژ

http://www.shahrvand.com/?c=118&a=4809