به کدام دیوار تکیه دهیم
،
وقتی
خانه پایه و سقف ندارد
عبدالرضا بایگان
بازیهای
المپیک پکن با همان شکوه و عظمتی که آغاز شده بود ، جشن اختتامیه اش را نیز بر پاداشت .
من که دیدن
بازیهای المپیک را بر شام شب هم ترجیح می دهم و با ورزش آمیزشی دور و نزدیک با سابقه ای بیش
از چهل سال دارم (در حاشیه بگویم که هم عکس با شورت دارم و هم زیر شلوار ) ، اگر
چه این شانس را نداشته ام که از نزدیک و نشسته بر سکوها، بازیها را نظاره گر باشم
،، چه بایدکرد ،، از همین قاب تلویزیون نیز بدیدنش دلخوش دارم . بعد از چندین
المپیک ( فارغ از اینکه در تب تازگی کار باشم )که شانس دیدن مراسم و بازیهای آن را
داشته ام و خاطرآنهارادرحافظه دارم ، باید بگویم (بنویسم بهتر است ) که تا امروز،
این زیبا ترین المپیک برپا شده است ، حال هرچه حسودان بگویند فایده ای درآن نیست ،
عوام گویند « چشم حسود کور» .
المپیک آتن
که تمام شد ، بر اساس تجربه نوشتم و در چند جائی هم منتشر شد ، که « چند روزی سروصدائی خواهد شد و بعد تب هاعرق خواهند کرد و این قصه در
المپیک بعد بتکرار خواهدنشست و باز ناکامی را خواهیم داشت» .
و اما دیدیم
که شدو بدتر هم شد، و شرمنده ام که باز باید بنویسم « چند روزی ناله وگله ونقد
وتهمت و انتقاد خواهیم داشت ، وآنگاه بی پایه و اساس به دنبال کسی که بشود خاکها
را بر سرش ریخت میگردیم و دست آخر کامیون خاک را در گودال فراموشی خالی خواهیم کرد
، تادرد بی درمان بی برنامگی همچنان
واگیر دار در کلیت جامعه در مسیر مبتلا سازی عمومی به گردش خود ادامه دهد » .
اگر بخواهیم
مشکل را تنها در این المپیک و در یک مرحله زمانی کوتاه بررسی کنیم ، دیدی ست کوتاه
که تنها محدودیت تفکروتعمق را معنا می دهد .
گرچه بررسی
و تجزیه و تحلیل مقطعی هم ضرورت خود را دارد ، باید پذیرفت اگرچه اینگونه پرداخت
هااز عمق کمتری بر خوردار هستد ، لیک نمی توان آنرا بی فایده هم دانست .
و اما چون
بایسته است ، که به کوتاهی ودر دیدی مقطعی هم نگاهی به ورزش و شرکت در المپیک داشت
، پس .....
کاروان ورزشکاران ایران به پکن رفت و
حاصل کار تنها یک برنز و یک طلا بود .
اگر بنویسم
جای تاسف دارد ، بارِ لغوی کلمه کافی به کمال نیست ، اگر بنویسم شکستی وحشتناک ،
باید که در بدر بدنبال پیروزی های ممکن بگردیم ؟؟
باید دید
اگر پیروز می شدیم چی می شد ، در واقع چه باید می شد ، که می بایست اسمش پیروزی می
شد ؟
فکرکنید یا
بقول آن شاعر خوش سروده « تصور کن اگر حتا تصور کردنش سخته » که ما بجای یک طلا ،
ده طلا می گرفتیم . با این مدالها چه می شد که بشود و چه پیش می آمد ؟؟
هواپیما در
فرودگاه مهر آباد یا فرودگاه امام فرود می آمد ، مردم دسته دسته به پیش واز یا
پیشباز ورزشکاران می رفتند دسته های گل فرش کف سالن فرودگاه می شد .
هزاران
اتومبیل با بوق و چراغ روشن پشت سر هم بر حجم ترافیک شهر سنگینی میکردند ، و مردم
برای اولین بار بابت سنگینی بار ترافیک به رئیس راهنمائی فحش خواهر مادر نمی داند .
عابرین
پیاده که از نداشتن ماشین و گیر کردن در ترافیک خیالشان راحت است ، اگر دستشان به
دهانشان برسد ( این هم از آن حرفهاست ،
مگر فاصله دست و دهان چقدر است ) چند جعبه شیرینی خریده و بین هم تقسیم می کنند ،
ورزشکاران را اول به سر قبر شهدا می برند و آنها از خون شهدا تشکر می کنند ( مثل
اینکه دوپینگ خونی کرده اند؟ و این امکان هست که اگر کمیته بین الملی المپیک مطلع
شود، ورزشکاران مجدداٌ مورد تست دوپینگ قرار بگیرند! ) .
بعد به حضور رهبر می رسند ، ساکت مثل بچه آدم چهار
زانو می نشینند و گوش به حرفهای عمیق ومفید رهبر می دهند، اگرچه همه از قبل
میدنسته اند که چه خواند شنید .
« شما عزیزان با این کارتان
پشت استکبار جهانی را به خاک زدید ( مثل اینکه استکبار کشتی گیر سنگین وزن بوده و
ما خوب فهمیدیم که اگر، یه خم اون رو از مچ پای چپ بگیریم ، راحت می شود که درویش
کرد و خاکش کرد و رفت پشتش و توی خاک نگرش داشت تا داور یه نمره را بدهد و بلافاصله می شود که دوتا مچ پا رو گرفت و رو هم گذاشت و پشت
سرهم پیچ پشت پیچ ، که میشه فیتیله پیچ ،وهی امیتازپشت امتیاز گرفت تا دیگه آدم
بشه ودست بکارهای استکباری نزنه ) و چشم دشمن را کور کردید » .
( گویا صمد هم با تیم به
المپیک رفته بوده ) از بخت خوش بازار صلوات گرمِ گرمِ است و مرگ بر این و آن که از
بخت خوش تعدادشان هم چندکیلواز رکورد رضا زاده بیشتر شده هم رونق دارد .
سر راه برگشت به خانه وخانواده یکی از سران و مقامات ،
قول ماشین پژو ویا فیات دادن را می دهد .
و اما
ورزشکاران که قبلاٌ شنیده اند که گفته شده « هر که دارد یک فیات سرش بزارد یک حیاط
» به ماشین پژو رضایت میدهند با این شرط که یک کپسول آتش نشانی برای آتش سوزی دائمی پژو هم به آنان بدهند .
البته وقتی
به خانه می رسند در وصیتنامه های خود برای جلوگیری از درگیری های وارثین بعد از
خودقید می کنند، که اگر دولت خر شد و این پژو را داد ، سهم نوه بزرگِ پسری خانواده
خواهد بود.
واما :
آورده اند که از شتر پرسیدند « چرا ؟ شاشت از پسِ ، گفت آخه چیم مثلِ همه کسِ » .
باید که واقعیت را دید و تنها از لحظه های شکست غمگین
و افسرده نشد و با تک نم باران هم رقص و پایکوبی نداشت .
ـ وقتی
قهرمان پرتابگر دیسک ما ، که اگر به رکورد خودش نزدیک می شد ، می توانست مدال آور
باشد . از یک رقم سرسام آور میزان پرتاب هایش در چند ماه مانده به مسابقات بعنوان
دلیلی برای صداقت در آمده سازی خودش صحبت می کند .
راحت بگویم
آقا یا خودشان پرت هستند ، یا اینکه ما را گرفته اند.
آقا جان من
، ماهیچه ها و تاندول های کتف از یک ظرفیت معینی بر خوردار هستند ،
معمول این
است که ، مربی بهمراه تیم پزشکی و مربی بدن سازی ، از چند وقت مانده به مسابقات
میزان تمرینات و پرتاب هارامشخص می کنند ، تا ضمن آمادگی ،ماهیچه ها و مفصل ها و
رباط ها صدمه نبینند و بدن در زمان بازی هابدون عارضه به اوج آمادگی برسد .
قربانت شوم
خیلی از قهرمانان در ترونمنت های قبل از المپیک تنها برای شناخت رقیبان حضور می
یابند و به چند هزار دلار دریافتی بابت رکورد یا مدال آن چشم ندارند .
ـ وقتی
سرمربی تیم کشتی ما، عدم آمادگی کشتی گیران را بگردن مربی بدن سازی می اندازد .
نمی دانم ایشان پرت هستند یا اینکه فکر می کنند با کور بیست ویک بازی می کنند .
قربانت شوم
این کشتی که من در المپیک دیدم با آن سبک کشتی گرفتن زمان شما که گفته می شد ،، یه
خاکش کن بعد مدارا کن ،، زمین تا آسمان فرق دارد .
ورزش کشتی
تند و سریع شده دٌرست مثل کامپیوتر های سرعت بالا .
وقتی تکلیف
یک وزن ظرف یکی دو روز روشن می شود ، وقتی امتیاز آخر تکلیف را روشن می کند .
احتیاج به بدنی است که بقول فوتبالیست ها برای ۱۲۰ دقیقه کشتی سنگین آماده باشد .
واقعیت این
است که حضور شما ها که از ورزش علمی روز فاصله دارید برای پیشرفت
این ورزش که
بنوعی ورزش ملی ما نیز هست در کادر فنی آن بازده گذشته را ندارد.
این مشکل را
زمان روان شادان حاج فیلی و بلور هم داشتیم . سالها گفته می شد اینان مربیان تختی
و حبیبی و این وآن بوده اند ، آنوقتها هرچه گفته می شد، دوره کشتی هل بده هل میدم
تمام شده ، مفید به فایده نشد و دل به یکی دوباری که بعد از المپیک قهرمان جهان
شدیم خوش داشته بودیم تااینکه سقوط را شاهد شدیم .
آقا جان من
، بزرگترین نمایش ورزشی جهان المپیک است . ازهمین فردا کشور های صاحب برنامه روی
تیم های ورزشی خودشان برای المپیک لندن کار می کنند .
واما مربی
تیم ملی کشتی ما می گویند که تیم ما جوان بودست . قربانت شوم تا سال ۲۰۱۲ تیم کشتی
ما پیرخواهد شد .
واقعیت این
است که شتره راست گفته ، ما چه چیزمان مثل دیگران است .
یک کشتی گیر از
جامائیکا در پکن دیده نشد ، ولی در دوهای سرعت توانستند بعد از چند ده سال امریکا
را ازچند مدال طلا دور سازند .
این یعنی
درک جغرافیائی منطقه و بهره گیری از توان فیزیکی حاصل از آب و هوا و خواص نژادی
.این را یک کشور که باندازه یک قاشق چای خوری وسعت دارد دریافته و ما ؟
اتیوپی یک
دونده سرعت نداشت و چنین بود در مورد کنیاو چند کشور افریقائی دیگر ، ولی لیست را
نگاه کنید که چند تا مدال در دوهای استقامت و نیم استقامت گرفتند .
ایران دارای
آب و هوا های متفاوت و مختلف است . ایران می تواند در بسیاری از رشته های مختلف
ورزشی با شرایط محل برنامه داشته باشد . من نابغه نیستم که توانسته باشم از فکر
خودم به این نتیجه رسیده باشم . ساده بگویم از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد
، تمام شماره های کیهان ورزشی را خوانده ام .
زمانی که پیشنهاد ایران برای برگذاری بازیهای آسیائی
مورد قبول واقع شد ، این حرف در کیهان ورزشی آورده شد و اما کو گوشِ شنوا .
شتره راست
گفت . . .
من در یک شهر کوچک که کمتر از ۱۵۰۰۰ نفر جمعیت دارد در
آلمان زندگی می کنم ، این شهر کوچک در چند رشته ورزشی حرفهائی برای گفتن دارد.
چندبار
قهرمان شطرنج دختران وپسران جوانان آلمان شده . یکبار تیم هندبال دختران زیر ۱۸
سال این شهر نایب قهرمان المان شد .
«رالف ویبر» کاپیتان اسبق
تیم فوتبال فرانکفورت که چند بازی هم در تیم ملی المان در پست دفاع چپ انجام داد،
ازاین شهر است .
قربان آن
قدو بالای بی مثال شما شوم ، شما به اندازه انگشتان یکدست ورزشکار شناخته شده از
استان سیستان و بلوچستان بمن معرفی کنید ، استانی که تقریباًیک دهم کل ایران وسعت
دارد .
قربان آن
روی ماه شما شوم ، شما چند ورزشکار از ایلام ، کردستان ، بویر احمد ، چهار محال
بختیاری و یزد و کرمان و . . . در اردوهای تیم های ملی داشته اید .
شتره راست
گفت
. . . .
واقعیت در
برد ها وباختها نیست ، واقعیت را باید از دل واقعیت بیرون کشید ، واقعیت این است
که ، مگر هنر ما روزگارش بهتر از ورزش است ، مگر آشیانه علم ما آباد تر از باغ بی
ثمر ورزش ماست . . . .
شتره راست
گفت . . .
المان ۲۶.۸. ۲۰۰۸
عبدالرضا بایگان